منوی اصلی
زندگی با کلمه ها
رقص واژه ها روی کاغذ هایم هیجان انگیزترین اتفاق زندگی من است!
باید دست بردارم از کودکانه‌هایم پایانِ تو و من زمستانی که هیچگاه بهار نشد دیگرنیستی قول هایی که شکسته شدند این دردها،درد می مانند انگار کسی آمین نگفت شیرتلخ مردادماهِ پرحادثه دوست داشتنِ پر بغض ننوشتن و نوشتن دولبه ی یک تیغ انجمادِ بغض ها تکرارِ خون ریزی خاطره هایم سایه های سیاه پراکنده‌ترین نوشته‌ها سوختن های اون آدمکِ جعبه ای جای جای خنده هایم میسوزد از تو نوشتن دیگر خوب نیست شب های روشن طناب داری از جنسِ حرف های ناگفته نانوشته های اون آدمک کلمه ها در عاجز بودنِ نگفتن ها ایمان درمانی من لیلی قصه ی کسی نمیشوم پراکنده نویسی ها منِ افتاده از چشم هایت همسفر مهربون هنرمند باش تو سرطانی جانِ من حالِ خط خطی من آخرین روز یک محکوم دردِ خاموش اون آدمک آرزو ماند عروسک کوک شده خط خطی دخترکِ دیوانه چشم ها قصه گو پاییز فصل آخر سال است پس چرا ننویسیم خسته از تمامِ چنگ زدن ها حرف های خاکستر شده بحرانِ نبودن هایت اما رفتی لبخندِ تلخ و شیرین اون آدمک نخواندن زمستانِ سرد و سوزدار و من آخر لال از دنیا میروم بیا پوزخند بزنیم مخدری به نام نوشتن ...رفتن چه آسان بود...
تعداد صفحات : 2 1 2