Zahra Movasat پنجشنبه هفدهم مرداد 1398 10:56 برایم بنویس ()

نوشتن و ننوشتن مثل دو لبه ی یک تیغ هست

زمانی که شروع به نوشتن میکنی حال چه از خود چه از درونی ترین حالاتت و هرآنچه که میدانی نیاز به نوشتن دارد

دیگر بعد از این ننوشتن زجرت میشود

نوشتن شروعش شاید با خودت باشد اما ادامه ندادن اش دست خودت نیست

چرا؟

پاسخ اش ساده است چون وقتی مزه ی نوشتن زیر پوست و استخوانت برود متوجه میشوی چقدر به تک تک واژه ها نیازی داری

آنوقت اگر نتوانی دیگر واژه هایت را کنار هم بچینی برایت زجر میشود

اگر ننویسی برایت سردرگمی می آورد

برای همین میگوییم نوشتن و ننوشتن مثل دو لبه ی تیغ هست

هرکدام به صورتی برایت برنده میشود اما تا زمانی که واژه هایت در صفحه های دفترت یا روی صفحه ی سفید مجازی ات با ناز میرقصند

آرامشی وصف ناپذیر همچون نسیم بهاری روح ات را نوازش میکند

و دنیایت رنگی ترین میشود از کلمه هایت

نوشته هایت کودکان ات میشود که کم کم بزرگ شان میکنی

از خامی و نپختگی آن ها را به واژه هایی پخته و قشنگ که خاص تو هست تبدیل میکنی

نوشته هایت ملودی های دلنشینی میشوند که هرکس بخواند تو را متوجه میشود آنکه این ملودی را نواخته تو بوده ای

در مبحث نوشتن نباید خودت را با کسی مقایسه کنی و یا واژه ها و کلمه هایت را با بقیه روی ترازوی دعالت بگذاری برای سبک و سنگین کردن شان

واژه هایی که خلق میکنی و نوشته هایی که مینویسی ارزشمندتر از آن هست که بخواهی در مقام مقایسه با دیگران قرارشان دهی

هرکسی خاص خود و مختص خود مینویسد و هیچکس شبیه دیگری نمینویسد

زیرا خالق هر نوشته ای خوده اوست

مقایسه ی نوشته های خود با دیگران باعث افت کار خودمان میشود

در مسیر نوشتن نگاه ات باید فقط به قلم و کاغذهایت باشد

اگر سرت گرمِ ترازو کردن واژه هایت با دیگران بشود خیلی زود در گردابِ ننوشتن اسیر میشوی

و همیشه در مقام مقایسه کردن میمانی

کلمه هایت راکد میشوند و واژه هایت پژمرده قبل از خشک شدنِ ریشه های نوشته هایت

قلم ات را بردار نگاهت باید به عمیق ترین جایی که کلمه هایت فوران میکند داد

و بعد واژه هایت را روی کاغذهایت به رقص دربیاور

اگر بتوانی در این راه با اعتماد به قلم ات و نگاهی که همیشه به واژه هایت مهربانانه هست باشد

تو موفق ترین فرد در مسیر نوشتن میشوی

این یک قانون و اصل در نوشتن هست