درباره وبلاگ


Instagram: zahramovasat.96
.
"بهمن ماهِ هزار و سیصد و هفتاد و چهار سرآغاز دفتر زندگی من بود...
از بچگی برای بزرگ شدن راه نرفتم که زمین بخورم دویدم و کله پا شدم
رشته‌ی تحصیلیم رو که با اعداد و ارقام سر و کار داشت به پایان رسوندم بی‌خبر از اینکه این روح تشنه‌ی قطره به قطره‌ی واژه‌هاست
حالا تصمیم دارم این صفحه‌ی مجازی رو رنگ آمیزی کنم با تکِ تکِ کلمه‌هام!
و خلاصه‌ی تمامِ درباره‌ی من همین بس که مینویسم تا زنده بمونم اگه یک روز نتونم بنویسم با یک مرده هیچ فرقی ندارم"


مدیر وبلاگ : Zahra Movasat
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زندگی با کلمه‌ها
رقص واژه‌ها روی کاغذهایم هیجان انگیزترین اتفاق زندگی من است
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه چهارم فروردین 1398 :: نویسنده : Zahra Movasat

با خودم و این صفحه ی رنگی جان وبلاگم که تعارف ندارم اگر نمی نویسم و دستم به نوشتن نمیرود برای این است که غذای روحم کم است

کم میرسم به تشنه ای که باید حداقل نیمه ای از روز را  از کلمه های تازه و نوشته های جدید سیرابش کنم

کم میرسم و کم رسیدنم باعث متوقف شدن رشدش میشود و این بلای خانه مان سوزی است که باعث میشود نتوانم بنویسم

تعارف که با خودم ندارم کم میخوانم و این کم خوانی باعث میشود نتوانم آهنگ جدید بنوازم با کلمه هایم و من از نرقصیدن واژه هایم چند روزی هست محروم شده ام

این کلمه ها نیاز دارند به ریشه شان کود برسد غذاهای غنی و مقوی برسد آفتاب برسد آب برسد تا بتوانند بارور شوند و حاصلش بشود متن بشود نوشته

کم خوانی همیشه باعث کندتر شدنت میشود باعث میشود کلمه هایت پژمرده شوند و حتی اگر بنویسی هم هیچ روح و نشاطی در جمله ها و متن هایت پیدا نمیشود

این چند روز هیولای زشتی در نوشته هایم لانه کرده بود و هرچه مینوشتم نصفه رها میشد

آخر یک انجیر بر سر خودم کوبیدم و گفتم به خودت بیا دخترجان هیچ نمیخوانی و وقتی میخوانی کم میخوانی

هی وقفه پشت وقفه در خواندنت باعث شده نوشته هایت عین آبگوشت بدون گوشت باشد که فقط آبکی هستند و بس

نوشته ها نیاز دارند به رسیدگی به خواندن

خیلی ها میگویند نوشتن فقط این است که صاف پشت میز بنشینی عینک ته استکانی ات را بزنی و حال با لب تاپ یا کاغذ و قلم عین دیوانه ها فقط بنویسی

اما من میگویم برای نوشتن باید بخوانی اصلا این دو زوج جدا نشدنی هستند بگذار ساده بگویم عقد خواندن و نوشتن را در آسمان ها باهم بسته اند

تا نخوانی هیچ نوشتنی نیست و خواندن بدون نوشتن لذتی ندارد فایده هم همینطور

حال که مینویسم درمیابم دلم تنگ بود برای این صدای زیبای کیبورد جان برای اینکه وقتی مینویسم نوشته ام روح داشته باشد بهاری باشد

حال که امروز چندساعتی بدون وقفه خواندم خوشحالم،لبخند میزنم و آن هیولای زشتی را که چند روز بود در نوشته هایم جولان میداد را لگد زنان به چاهِ الهی بری برنگردی فرستادم

این روزهای بهاری قول دادم بیشتر بخوانم تا ضعیف شدنِ کلمه هایم را جبران کنم

ضعف کلمه هایم نوشته هایم را هم بیمار میکند و من مادری ام که نگرانم حالِ شان خوب نشود آخر نخواندن زمستانِ سرد و سوزداری است

اما این بهار قول دادم نگذارم زمستان به کلمه هایم نفوذ کند مادرم و با مهر مادری ام آنقدر به این کلمه هایم خواهم رسید که باغ کلمه هایم پر از شکوفه شود

میخواهم امسال سالی باشد همیشه بهار برای نوشته هایم سالی باشد همیشه رنگی برای رنگ آمیزی این وبلاگِ رنگی رنگی جانم

راستی تویی که میخوانی مرا عیدت مبارک





نوع مطلب : تاتی تاتی کردن برای نویسنده شدن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic