" /> " /> زندگی با کلمه‌ها
 
درباره وبلاگ


Instagram: zahramovasat.96
.
"بهمن ماهِ هزار و سیصد و هفتاد و چهار سرآغاز دفتر زندگی من بود...
از بچگی برای بزرگ شدن راه نرفتم که زمین بخورم دویدم و کله پا شدم
رشته‌ی تحصیلیم رو که با اعداد و ارقام سر و کار داشت به پایان رسوندم بی‌خبر از اینکه این روح تشنه‌ی قطره به قطره‌ی واژه‌هاست
حالا تصمیم دارم این صفحه‌ی مجازی رو رنگ آمیزی کنم با تکِ تکِ کلمه‌هام!
و خلاصه‌ی تمامِ درباره‌ی من همین بس که مینویسم تا زنده بمونم اگه یک روز نتونم بنویسم با یک مرده هیچ فرقی ندارم"


مدیر وبلاگ : Zahra Movasat
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زندگی با کلمه‌ها
رقص واژه‌ها روی کاغذهایم هیجان انگیزترین اتفاق زندگی من است
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1399 :: نویسنده : Zahra Movasat

دیر فهمیدم

پایبند قول‌ها بودن

همیشه خوب نیست

برای مدتی می‌خواهم زیر تمام قول‌هایم بزنم

نیازی هم نیست به اثبات حال و هوای این روزهایم

این سختی‌های جاری دیگر خیلی عادی شده‌اند

که حتی اگر به استخوان‌هایم برسند

آنقدر قوی شده‌ام

که از مسیری که انتخاب کرده‌ام

نمیتوانند منحرف‌ام کنند 





نوع مطلب : نوشته‌های بدون مخاطب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه بیست و یکم تیر 1399 :: نویسنده : Zahra Movasat

با تمامِ احساس سمت تو دویدن

دیگر کافی‌ست

هرشب رو به آسمان برای داشتن‌ات خدا خدا کردن

کافی‌ست

برای ماندنِ تصویرخیالی‌ات قفل خاطره‌ها شدن

دیگر کافی‌ست

دل‌ام را هاااا میکنم

و میانِ دست‌هایم مخفی‌اش میکنم

تا شاید جانِ بی‌جان‌اش کمی گرم شود

سال‌هاست که یک در میان می‌تپد

اما هنوز سر قولِ داده و نگرفته‌اش مانده بود

آهسته قدم برمیداشت

در جاده‌ای که در انتهایش هیچ رسیدنی در انتظارش نبود

اینبار دیگر شتابی نداشت

آخر فهمیده بود فاصله‌ها هیچگاه کوتاه نمی‌آیند

که تمامِ سهمی که از زندگی خواسته بود

قرار بود سهم دیگری باشد





نوع مطلب : دست نوشته‌های ممنوعه‌ی یک ذهنِ بیمار، 
برچسب ها : دلتنگی،
لینک های مرتبط :


شنبه چهاردهم تیر 1399 :: نویسنده : Zahra Movasat

قاصدک خیال‌ات را رها میکنم

و قابِ عکس جامانده از چشم‌هایت بر پشتِ دیوار پلک‌هایم را دور می‌اندازم

شیشه‌ی زندگی‌‌ام را از خاطره‌هایت پاک میکنم

این مرگ را ذره ذره می‌نوشم

این درد را با چشم‌هایم بالا می‌آورم

تا تپیدنِ دل‌ام حرام نشود

تا دوست‌داشتن‌ات را آلوده‌ی گناه نکنم

نبودن‌ات تقصیر هیچکدام از ما نبود

حقیقت این است

که جهان با تمامِ بزرگی‌ای که دارد

گوشه‌ی تنگ و تاریک‌اش را نصیب‌ام کرد

جایی که دلِ دیوانه‌ی من برایش زیادی بود

برای همین تپیدن‌هایش را تاب نیاورد

این جهان از اول مرا با تو نخواسته بود





نوع مطلب : دست نوشته‌های ممنوعه‌ی یک ذهنِ بیمار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه ششم تیر 1399 :: نویسنده : Zahra Movasat

دوست‌داشتنِ بی‌سرانجام‌ات چه می‌شود؟

عرض اتاق را قدم میزنم

و به سوالِ بی‌جوابِ این روزهایم فکر می‌کنم

فکرم از تو که پُر می‌شود

قلب‌ام بی‌تابی می‌کند

چشم‌هایم را می‌بندم

به امید ردی از تو برای آرام کردنِ بی‌قراری‌های کودکانه‌‌ی دل‌ام

خاطره‌هایم را زیر و رو می‌کنم

ولی تصویرت با دیگری در ذهن‌ام نقش می‌بندد

صدایم در نمی‌آید

یکی دست در دست‌هایت در سرم قدم میزند

اما از دست‌های من کاری برنمی‌آید

عاشقانه‌هایت را با غیر که می‌بینم

دل‌ام می‌سوزد

نام‌ات را زیر لب زمزمه میکنم

سمت‌ام برمیگردی اما نگاه‌ات هیچ از تو را برایم تداعی نمی‌کند

دور شده‌ای در ذهن‌ام

آنقدر دور که انگار هیچگاه بودن‌ات واقعی نبود

از کابوسی که تعبیرش فراموش کردن‌ات بود

چشم به واقعیت‌ها باز می‌کنم

فراموش کردن‌ات جزو محال‌ترین‌هاست

نمی‌بینم‌ات

نمی‌شنوم‌ات

اما هربار در قلب‌ام از نو می‌سازم‌

موهایت‌را

لبخندهایت‌را

چشم‌هایت‌را

راستی گفته بودم چشم‌هایت آن روز دیدار نگذاشت یک دل سیر خودت را تماشا کنم؟

من در قلب‌ام تو را قاب گرفته‌ام

نه میتوانم غیر از تو را با این دل آشنا کنم

نه میتوانم صدایی جز صدای تو را بشنوم

میدانی دوست‌داشتنِ بی‌سرانجام‌ات چه شد؟

تو بی‌آنکه فردای رفتن‌ات را دیده باشی

مرا نخواستی و برای ابد رفتی

و من چقدر خدا خدا کردم‌

یا تو را یا دلِ از دست رفته‌ام را بازگرداند

اما گویا خدا در امور عاشقانه هیچگاه دخالت نمی‌کند 





نوع مطلب : دست نوشته‌های ممنوعه‌ی یک ذهنِ بیمار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه یکم تیر 1399 :: نویسنده : Zahra Movasat

ای تقریبا ۳۰۰ نفری که هرروز بهم سر میزنید

بیایید آشنا بشیم باهم دوست بشیم

مثل رابین هود فقط به آمار وبلا‌گ کمک نکنید

دلم میخواد از خودتون برام بگین

و از حس و حالتون با خوندن وبلاگم

اینجا از خودتون برام بنویسید

من خوشم میاد آدم‌ها رو بخونم و بشنومشون

مخصوصا شماهایی که اینجا هستین و به من سرمیزنین

پس بگو از خودت از حالِ دلت

قول میدم با دوتاچایی بشینم رو به روتون و تا وقتی خودتون خسته نشدین از گفتن گوش بدم بهتون





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 30 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات